خداااا جون دلممممم
قربونت بشم قشنگممممم
امام مهربونم..... مهربون ترین پدرم.....ای که همه زندگیم فدای تو....
شنبه که از مشاوره می رفتم جشن واسه موسسه، یه ده تومن دادم ب یکی. همون لحظه عجییییب اومد تو ذهنم که از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داده بشه. امشب مامان اومد با یه پاکت اتاقم. دیدم ادامه عیدیام هست که گمش کرده بودم. دقیقا ده برابرش. ده داده بودم. صد برگشت.... اونم توی این اوضاع بی پولیم.
یا مثلا جلسه دوم مشاوره که پولم دو هزار سه هزار تومن می موند و لنگ بودم خیلی، همون صبحش بابا اومد قبل رفتن از اداره، از خواب بیدارم کرد یه پنجاهی دادن و گفتن روزت مبارک. روز قبلش روز جهانی ِ رشته مون بود.
این روزا خب دنبال کار هم هستم. بعد توی گروه کلاس چهارشنبه ها امشب مسوولمون پیام داد که فلان سازمان نیرو یک ساله می گیره ، ساعتی، با بیمه، کارشم وارد کردن داده ها.
رفتم خصوصی شون و رزومه رو فرستادم. بعد گفت که اسم بنده رو داده واسه سازمان امدااااد. یعنی مگه بهتر از این میشه؟؟؟؟ وای خدایا.... همیشه آرزوم بوده همچین جاهایی بتونم خدمت کنم. دین م رو به مردمم ادا کنم. هرچی خدا بخوان. گفت معلوم نیست کی جواب میدن. ولی عالی میشه واقعا.... إن شاءالله هرچی خدا بخوان. الحمدلله. خیلییی خبر خوشی بود. گفتم اگه اینجا هم صلاح میدونه رزومه م رو بفرستن. الخیر فی ما وقع.......
بعد مثلا همین امشب دوباره، عاطفه پیام داد. که مریم سادات که می شناختمش، همکلاسی کارشناسی ش، مورد معرفی می کنه. و گفت اگه اشکال نداره مشخصاتتو بدم. چون دوستت دارم و دوستمم قابل اعتماده.
عجیب بود. اینهمه اتفاق و خبر خوب توی چند ساعت. پول اونم من حیث لایحتسب، کار همینطور.... یه جای دیگه م آدرس داد مسوولمون. باید برم توی سایت پر کنم إن شاءالله.
یا مثلا سودابه و ریحانه چقد چقد چقد محبت داشتن به من ِ کم و حقیر. ریحانه با اون همه سر شلوغی، صادقانه تست رو پر کرد برام. سودابه همینطور. تازه اون یکی تست هم داد دوستش پر کنه. واقعا خدایا شکرت. باران ام ام پی ای رو نتی برام پر کرد. خدا خیرشون بده تک تک شون رو. همه رو. إن شاءالله.
حالم خوبه و عجیب آرومم. نگاهت رو حس میکنم بهم امام مهربون و قشنگم. دوستت دارمااااا. خیلی زیاد. عشق دلمی. عمر و جونمی. دوستت دارم😘😘😘😍😍😍. همه زندگیم.....
+ یا امام رضا علیه السلام، یا امام رئوف، دلم تنگته....❤❤❤😘😘😘😍😍😍