دختر شیشه ای

طرح نقش سکوت بر قامت دلم

دختر شیشه ای

طرح نقش سکوت بر قامت دلم

کلمات کلیدی

.

۹۳ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

فردا اولین روز چله سوره مزمل إن شاءالله. دوست دارم این سوره رو... محبت رو زیاد میکنه. هم ذکر شده هم لمسش کردم....اون دوتا چله پشت همی که خدا نصیب کردن برای چله سوره مزمل... خیلی خوب بود و اینو اخراش فهمیدم که اثر این چله ها هم بوده... الحمدلله. إن شاءالله.

 از ۲۹ دی به امیدخدا.

+ بلیت مشهد... خانوادگی! باورم نمیشه! الحمدلله....

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۰۱:۵۴
ترانه زندگی
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۹ دی ۹۶ ، ۰۱:۵۲
ترانه زندگی

خیلی دعا میکردم... عمیقا از خدا می خواستم که کمک کنه چیزی نشه.... لج نگیره خواهرزاده... خواهر عصبانی نشه... و .... و کلا خوب پیش بره....

از صبح استرس ناخودآگاه و دل پیچه داشتم! خداروشکر.... واقعا دست خدا رو می شد حس کرد.... ممنون خدا جونم... قربونت بشم، گل قشنگ نازم... دوستت دارم خدا جون گل دلم....

صبح خونه مینا دوست هنگامه. خداروشکر روشا خوب بود.

بعدش تئاتر. اونم خداروشکر خوب بود.

بعدشم چیز فود. اونم خداروشکر خوب بود.

اومدیم دم خونه هنگامه اینا. خودم تا خونه اومدم. حدود ده شب بود فکر کنم. یه مسیر کوتاه... ولی چقدر دلم تنگ شده بود برای رانندگی.... بعد از چندماه نشستم؟ چقدر حس خوبیه خدا.....

اگه خسته نبودم میرفتم تا خونه افسانه اینا که مامان اینا اونجان امشب.... دقیقا اون سر شهر.... رانندگی و شب.... خدایا.... کاش اگه خیره روزی بنده هم کنید...... إن شاءالله.....

توی تئاتر... مهسا و ریحانه و آذر و استاد و سمیه سادات و عالیه.

چقدر آذر خوبه. ولی نباید خیلی بزرگش کنم برای خودم. تخم مرغ شانسی و پاستیلی که دادن...

اومدم خونه دعای یستشیر...و چقدر این دعا خوبه. ممنون خدا جونم. ممنون واقعا. الحمدلله. بغضم ترکید... بغضی که نمی‌دونم از چی بود... شاید از شدت خوب پیش رفتن امروز... شاید از دلتنگی برات... دلم گرفته برایت ها... از اینکه چقدر به دل این حقیر راه میای خدا جونم.... از اینکه وقتی هدفت خدا باشه، چقدر عجیب راه می ندازه کارا رو.... چقدر خوب همه چیز خوب پیش می‌ره... الحمدلله...

بعد دعا، ویولن تمرین کردم. یکم دمو ضبط کردم! خداروشکر بهتر یاد گرفتم بزنم اینی که مد نظر هست رو...

نمی‌دونم کار درستی هست یا نه کلا.... حالا ضبط میکنم و از استاد م سودابه می پرسم.... هرچی که خیره.... هدف خداست.. و هدف خوشحال کردن بنده مهربون و عزیز خداست.....‌.

دوستت دارم خدا جونم.... دوستت دارم یا الله...

یه چیزایی هست که باید ادامه مطلب طور نوشته بشه!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۰۱:۴۱
ترانه زندگی

دقیقا بعد از پست قبلی رفتم بیرون و دیدم داری قرص ت رو میخوری.

تکلیفم با خودم مشخص شد :). ممنون که نخوردی امشب.... الحمدلله. خدایا شکرت عشق جان گل دلم😘.

+ استخون گردنم قرمز شده به خاطر ویولن! قدیما گوشت بود چیزیم نمی شد😁

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۲۲:۰۳
ترانه زندگی

میخوای چیکار کنی لعنتی؟

زودتر تکلیفم رو مشخص کن.

آی هیت یو ات ونزدی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۲۱:۰۴
ترانه زندگی

یاد حرف استاد ف میفتم. درس اریک برن.

پیش نویس ها‌. دقیقا همون طوره!

والد میشم و کودک می بینمش.... هرچند کودک نباشه...

در عین حال خودمو هم سرزنش میکنم که چرا این نگاه و این حس رو دارم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۹:۳۰
ترانه زندگی

مث یه مریضی که باید یه داروی تلخ و بدمزه رو بخوره تا خوب بشه، و با دلهره منتظر زمان دارو خوردنش هست، هم دلش میخواد اون زمان زودتر برسه و بره و تموم شه هم میترسه از اون لحظه، همونطوری م.

باید این خاطرات رو دور بریزم.... باید به اوج حال بدی برسم تا خوب شم.

اما می ترسم. دلهره دارم. دلهره دارم.

به طور مسخره آمیزی. بدم میاد از این وقتا که هیچ کاری نمی تونم بکنم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۳۹
ترانه زندگی

یه اضطرابی دارم که خیلی می‌دونم که خیلییی غیر منطقیه...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۷:۳۰
ترانه زندگی
do you know whats the feel that you cant say about it to any one?
no, you dont...
you cant understand the stress of the day... all of the weekend... you cant understand me...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۷:۱۲
ترانه زندگی
i have hated from wednesday, and thursday from my teens until now....
until now...
unti now...

i hate from wednesday.... i hate...
who can understand me?
no one...
no, no one can understand what was that destroy my mine....
no one...
i can just say it to my allah ...
just him...
just him...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۶
ترانه زندگی