دختر شیشه ای

طرح نقش سکوت بر قامت دلم

دختر شیشه ای

طرح نقش سکوت بر قامت دلم

کلمات کلیدی

.

مولا ی مهربونم...

جمعه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۲۷ ق.ظ

حالم بده.

انقد خورده که نمیتونه تا دستشویی بره. 

خدا حالم بده. نمیتونم بیشتر از این بنویسم. اینم نوشتم ک نوشته باشمش فقط. همش تو ذهنم فلش بکه به اون سالها.

آخ. آخ. آخ.

همه چی به حد اعلا سخت شده. دلتنگی امام زمان. جدی شدن رفتن هنگامه اینا. رفتار من با مامان و بابا. بدمستی های او. خاطرات شوم من. معلق ماندن پایان نامه م. همه چی م. همه چی م. همه چیم. کربلا خواستنم.... دلتنگیم. دلتنگیم. دلتنگیم.

خدایا. دستمو بگیر.

امامم گذاشتی تولد ت تموم شه بعد. حواسم بود. قبل تولدت حالمو خوب کرده بودی. شرایط و بهتر کرده بوذی برام. الان اما. .. میدونم میخوای بجنگم. اما بدون تو هیچم. دستمو بگیر. عاجزانه خواهش میکنم دستمو بگیر. یا مولا. من کسیو بلد نیستم جزخودت. کمک هممون کن. کمکم کن. بیشتر از همیشه ی همیشه تحت فشارم. خودت کمک هممون کن. خودت ظهورت رو بخواه از خدا. آخخخخ که چقدر دلم تنگته. کاش منم عامل موثری بودم توی ظهورت. نه که مانع ظهورت. ببخشید. ببخشید. ببخشید....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۲/۱۴
ترانه زندگی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی